خرید بک لینک
آمـدی، آمـــدنت حـالِ مرا ریخت به هم ..یک نگاهت، همه فلسفه را ریخت به همآمـدی و دلِ مـن سخــت در این اندیشــه؛آن همه منطق و قانون چرا ریخت به هم؟؟قاضیِ عادلِ قصه به نگاهت دل باخت !!یک نگه کردی و یک دا

برچسب: نویسنده: روژان دادخواه تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:46

تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.

من همه، محو تماشای نگاهت . . .

برچسب: نویسنده: روژان دادخواه تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:46

تنهاییام را با تو قسمت میکنم سهم کمی نیستگستردهتر از عالم تنهایی من عالمی نیستغم آنقدر دارم که میخواهم تمام فصلها رابر سفرهی رنگین خود بنشانمت بنشین غمی نیستحوای من بر من مگیر این خودستانی را که

برچسب: نویسنده: روژان دادخواه تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:46

برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست گویی همه خوابند، کسی را به کسی نیست آزادی و پرواز از آن خاک به این خاک جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیست این قافله از قافله سالار خراب است اینجا خبر از پیش رو و باز پ

برچسب: نویسنده: روژان دادخواه تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:46

صفحه بندی